آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

بعضی حرف ها رو نمیشه زد ...
بعضی حرفا رو باید توی دلت دفن کنی ..
شاید برای اینه که ارزش دوستی بیشتر از اینه که با یه حرف نابجا خرابش کنی ! ارزش هر رابطه ای ...

ولی ... ولی اگه نگی هم که نمیشه ! :| توی دلت باد میکنن .. اذیت میشی :( یه راهش اینیه که من انتخاب کردم :) که اینجا بزنی حرفتو ...

:-inner_peace

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۲۷ مطلب با موضوع «تکه شعرای خوب» ثبت شده است

۰۴
ارديبهشت

ساکت نشستی و

من عاشقت شدم

موهاتو بستی و

من عاشقت شدم

 

وقتی نبودی و

عاشق نبودم و

حالا که هستی و

من عاشقت شدم

 

وقتی نگاه کنی

دیوونه میشم و 

موهاتو وا کنی

دیوونه میشم و


میمیرم و به جاش

من عاشقت شدم

دلواپسم نباش

من عاشقت شدم


ساکت نشستی و

من عاشقت شدم


موهاتو بستی و

من عاشقت شدم


وقتی نبودی و

عاشق نبودم و

حالا که هستی و

من عاشقت شدم..........

--------------------------
پ.ن.1: رستاک

  • همین یک نفر..
۳۱
فروردين

بودنت هنوز مثل بارونه،‌ تازه و خنک و ناز و آرومه

حتی الان از پشتِ این دیوار که ساختم تا دوسِت نداشته باشم

اتل و متل، بهار بیرونه، مرغابی تو باغش می‌خونه

باغ من سرده،‌ همه ی گُلهاش، پژمرده دونه دونه

 

بارون بارونه... بارون بارونه...

بارون بارونه... بارون بارونه...

 

دلم تنگه پرتقال من،‌ گلپر ِسبزه قلب زار من

منو ببخش از برای تو، هرچی که بخوای می یارم

اتل و متل، نازنین ِ دل، زندگی خوبه و مهربونه

عطر و بوش همین، غم و شادیِ کوچیک و بزرگمونه.

 

آهای زمونه، آهای زمونه،

این گردونه‌ات رو کی داره می‌چرخونه !؟

 

بودنت هنوز مثل بارونه، مثل قدیما پاک و روونه

از پشت این دیوار ِ بی‌رحمی که بین ما بود

آچین و واچین، عسل ِ شیرین،

قصه‌مون هنوز ناتمومه...

از اینجا به بعد کی میدونه که، چی سرنوشتمونه...

 

بارون بارونه... بارون بارونه...

بارون بارونه... بارون بارونه....

  • همین یک نفر..
۱۳
دی

بی تو 

بی شب افروزی ماندنت

بی تب تند و پیراهنت

شک نکن

من که هیچ

آسمان هم زمین می خورد

  • همین یک نفر..
۳۰
آبان

این آهنگ رو با هرر حس و حالی گوشش میکنم تاثیر عجیبی روم میذاره ! :|

امروز جزو روزهای خیلی خوبم بود :) استراحت مطلق خوبی بعد از مدت زیادی داشتم ... بااز هم با گوش کردن این آهنگ به قولی پشمام ریخت ! :"


I feel I know you

I don't know how

I don't know why

I see you feel for me

You cried with me

You would die for me


I know I need you

I want you to

Be free of all the pain

You have inside

You cannot hide

I know you tried

To be who you couldn't be

You tried to see inside of me


And now I'm leaving you

I don't want to go

Away from you

Please try to understand

Take my hand

Be free of all the pain

You hold inside

You cannot hide

I know you tried

To feel

  • همین یک نفر..
۰۹
مهر

یاوَران مَسِم (من مستم دوستان)

مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم (من مست مخمور باده ازلی هستم)

لطفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم (لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)

 

شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم (شعله اتش عشق از پوستم بیرون زد)

خالی ﮊَه خاکی مَملو ﮊَه دوسِم (از چیزهای خاکی و دنیوی خالی شدم و حالا وجود دوست تمام وجودم را فرا گرفته است)

 

یاوَران مَسِم (من مستم دوستان)

مِن مَسِ مَخمور باده ی اَ لَسِم (من مست مخمور باده ازلی هستم)

لوتفِ دوس هاما مُوحکَم گِرد دَه سِم (لطف دوست امد و محکم دستم را گرفت)

 

*************

 

یاوَران مَسِم...

 

فَرماوَه ساقی بلوا مینای مِن (ساقی گفت از مینای من بنوش )

سَرشار که سا غَر بِدهَ پَیا پِی (ساغر جام لبریز را پیاپی بده)

پَیا پِی پِر کِرد پَیا پِی نوشام (پیاپی پر کرد و پیاپی نوشیدم)

تا کِه دیده ی دِل هِجرَ دوس نوشا (تا چشم دل دوری دوست را احساس کرد)

شوئله ی نارِ عِشق پَر چی ﮊََه پُوسِم (شعله اتش عشق از پوستم بیرون زد)

خالی ﮊَه خاکی مَملو ﮊَه دوسِم (از چیزهای خاکی و دنیوی خالی شدم و حالا وجود دوست تمام وجودم را فرا گرفته است)

 

**************

 

یاوَران مَسِم...

 

اِی دِل تا کَسی چُو خوم نای وَ جوش (ای دل تا کسی مانند خم نجوشد)

حَلقه ی بَندَگی عِشق نَه کِی وَ گوش (و حلقه بندگی عشق را به گوش نکند)

مَحرَمِ نمو هرگز وَ اَسرار (هرگز محرم اسرار نمیشود)

نَخلِ ئومیدِش دوسی نایِر بار (نخل امیدش میوه دوستی نمی گیرد)


-----------------------

پ.ن.1: نمیفهمم چی میگه ولی مســـــــــت می‌شم :|

  • همین یک نفر..
۱۴
مرداد

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

همان یک لحظه ی اول

که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان،

جهان را با همه زیبایی و زشتی

به روی یکدگر ویرانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

که می دیدم یکی عریان و لرزان، دیگری پوشیده از صد جامه‌ی رنگین،

زمین و آسمان را

واژگون مستانه می‌کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

نه طاعت می پذیرفتم

نه گوش از بهر این بیداد گر ها تیز کرده،

پاره پاره در کف زاهد نمایان

سبحه ی صد دانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان،

هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو

آواره و دیوانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

اگر من جای او بودم

بگرد شمع سوزان ِ دل عشاق سرگردان،

سراپای وجود بی وفا معشوق را

پروانه می کردم

عجب صبری خدا دارد !

چرا من جای او باشم ؟؟

همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد

وگرنه من به جای او چو بودم

یک نفس کی عادلانه سازشی

با جاهل و فرزانه می کردم ؟!

عجب صبری خدا دارد !

عجب صبری خدا دارد !


معینی کرمانشاهی


-----------------------

پ.ن.1: توی یه برنامه‌ای (فکر کنم دورهمی بود) یکی یه تیکه از اینو خوند، به دلم افتاد ثبتش کنم ....

پ.ن.2: به زبان بســـیــاار شیواتری حرف منو تو پست مرسی که ترکم نکردی 3> میزنه .. :) یا میشه گفت منظور من همین بوده .. :پی

پ.ن.3: شعر کامل نیست .. یه قطعه‌هاییشو که باهاشون کمتر ارتباط گرفتم حذف کردم ..

  • همین یک نفر..
۲۲
خرداد

ﻧﮑﻨﺪ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺍﻱ ﭘﺸﺖ ﺻﻠﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻴﮑﺮﻭﻓﻮﻧﻲ ﺩﺍﺧﻞ ﺟﻴﺒﻢ ﺑﺎﺷﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﻳﻦ  ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺩﺭ ﺟﺎﻳﻲ ﺛﺒﺖ ﺷﻮﺩ
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﺮﻳﻪ‌ﻱ ﭘﺸﺖ ﺗﻠﻔﻦ ﺿﺒﻂ ﺷﻮﺩ

ﻧﮑﻨﺪ ﺷﺎﻫﺪ ﺩﻋﻮﺍﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺎﺷﻴﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺩﺍﺧﻞ ﺣﻤّﺎﻡ، ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﻨﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﻨﺶ ﺑﺨﺶ ﮐﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺍﺯ ﻣﺮﺍ ﺗﻠﻮﻳﺰﻳﻮﻥ ﭘﺨﺶ ﮐﻨﺪ

ﻧﮑﻨﺪ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﺪ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻪ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺩﺍﻧﻢ
ﻧﮑﻨﺪ ﭘﺲ ﻓﺮﺩﺍ، ﺗﻴﺘﺮ ِ ﻳﮏ ِ ﮐﻴﻬﺎﻧﻢ


ﻧﮑﻨﺪ ﺭﺧﻨﻪ ﮐﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺍﻳﻤﺎﻧﻢ ﺷﮏ
ﻧﮑﻨﺪ ﻟﻮ ﺑﺪﻫﻢ ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﮐﺘﮏ

ﻧﮑﻨﺪ ﻧﺎﻣﻪﻱ ﺟﻌﻠﻲ ﻣﺮﺍ ﭘﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ
ﻧﮑﻨﺪ ﺍین‌همه ﺑﺪ، ﻗﻠﺐ ﻣﺮﺍ ﺳﺴﺖ ﮐﻨﻨﺪ


ﺗﻠﺨﻢ ﻭ ﺣﻞ ﺷﺪﻩ ﮐﺎﺑﻮﺱ ﻭﺟﻮﺩﻡ ﺩﺭ ﺳﻢ
ﻏﻴﺮ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ ﻣﻲ ﺗﺮﺳﻢ

ﻫﻤﻪ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺟﺎﺳﻮﺳﻨﺪ !
ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺣﻠﻘﻪﻱ ﺩﺍﺭ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﻲ ﺑﻮﺳﻨﺪ


کاشکی آخر این سوز بهاری باشد

کاشکی در بغلت راه فراری باشد

کاشکی از همه مخفی بشود این شادی

کاشکی وصل شود عشق تو به آزادی

کاشکی بد نشود آخر این قصه‌ی بد

کاشکی باز بخوابیم ولی تا به ابد


نکند رخنه کند در دل ایمانم شک

نکند لو بدهم اسم تو را زیر کتک

نکند نامه‌ی جعلی مرا پست کنند

نکند این‌همه بد قلب مرا سست کنند

نکند رخنه کند در دل ایمانت شک

نکند لو بدهی اسم مرا زیر کتک

نکند نامه‌ی جعلی تو را پست کنند

نکند این‌همه بد قلب تو را سست کنند


"شاهین نجفی، محرمانه"

  • همین یک نفر..
۱۹
خرداد
طولانیه ولی به خوندنش میرزه ...


هیچ‌کس جز تو نخواهد آمد 

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

شعله روشن این خانه تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد تابید

سرو آزاده این باغ تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد رویید

چشمه جاری این دشت تو باید باشی

هیچ‌کس چون تو نخواهد جوشید

باز کن پنجره صبح آمده است


در این خانه رخوت بگشای

باز هم منتظری؟

 هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی‌گوید برخیز

که صبح است، بهار آمده است


خانه خلوت تر از آن است که می‌پنداری

سایه سنگین تر از آن است که می‌پنداری

داغ، دیرین تر از آن است که می‌پنداری

باغ، غمگین تر از آن است که می‌پنداری

ریشه ها می‌گویند

ما تواناتر از آنیم که می‌پنداری


هیچ‌کس جز تو نخواهد آمد

هیچ بذری بی تو

روی این خاک نخواهد پاشید

خرمنی کوت نخواهد گردید

هیچ کجا چرخی بی چرخش تو

هیچ کجا چرخی بی چالش و بی خواهش تو

بی توانایی اندیشه و عزم تو نخواهد چرخید

اسب اندیشه خود را زین کن

تک سوار سحر جاده تو باید باشی


و خدا می‌داند

و خدا می‌خواهد

تو "خودآ"یی باشی

بر پهنه خاک


نازنین

داس بی دسته ما

سالها خوشه نارسته بذری را بر می‌چیند

که به دست پدران ما بر خاک نریخت

کودکان فردا

خرمن کشته امروز تو را می‌جویند

خواب و خاموشی امروز تو را

در حضور تاریخ

در نگاه فردا

هیچ‌کس بر تو نخواهد بخشید


باز هم منتظری؟

هیچ‌کس بر در این خانه نخواهد کوبید

و نمی‌گوید بر خیز

که صبح است بهار آمده است

تو بهاری، آری

خویش را باور کن


(مجتبی کاشانی)

  • همین یک نفر..
۱۰
فروردين

جالبه !

دلتنگی یه حس بیشعوریه که آدم(من) دلش میخواد خرخرشو بجوه :/ ولی همین دلتنگی اگه نبود آدم لذت لحظه ی دیدار رو هیـــچوقت تجربه نمیکرد :"


- یوسف گمگشته باز آید ز کنعان ؟

+ غم مخور :|

- کلبه ی احزان و اینا چی ؟

+ گفتم غمت نباشه :|

- باشه !

  • همین یک نفر..
۱۲
بهمن

نمیخوام سهم دنیا رو 
تویی که سهم دستامی
اگه آرامشی دارم 
واسه اینه که همرامی 

زمین میلرزه و اینجا 
یکی بی ترس خوابیده 
تو عشق تو یه چیزی هست 
که آرامش به من میده

بزار روشن کنیم شب رو 
ستاره از تو ماه از من 
ازت یه خواهشی دارم 
تو هم چیزی بخواه از من

تموم خوبیا با تو 
چقد خالی شده دستم
بذار یکبار قبل از تو 
بگم که عاشقت هستم

چقد خوبه هوای تو 
چه عشقی رو به من دادی
گرفتار تو که هستم 
بدم میاد از آزادی

ببین راه فرارم رو 
خودم از هر طرف بستم
ازین لحظه به بعد هرجا 
که تو هستی منم هستم

بدون که عمر عشق من 
به کوتاهی ساعت نیست
عزیزم گفتنم تنها 
یه حرف از روی عادت نیست
♫♫

  • همین یک نفر..
۰۹
بهمن

آسمان را گفتم:
میتوانی آیا؟ بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه، روح مادر گردی، صاحب رفعت دیگر گردی؟

گفت: نی نی هرگزمن برای این کار، کهکشان کم دارم، نوریان کم دارم، مه و خورشید به پهنای زمان کم دارم.


خاک را پرسیدم:

میتوانی آیا؟ دل مادر گردی، آسمانی شوی و خرمن اختر گردی؟

گفت: نی نی هرگز، من برای این کار بوستان کم دارم، در دلم گنج نهان کم دارم.


این جهان را گفتم، هستی و حتی مکان را گفتم:

میتوانی آیا؟ لفظ مادر گردی، همه رفعت را، همه عزت را، همه شوکت را، بهر یک ثانیه بستر گردی؟

گفت: نی نی هرگز، من برای این کار، آسمان کم دارم، اختران کم دارم، رفعت و شوکت و شان کم دارم، عزت و نام و نشان کم دارم.


آن جهان را گفتم:

میتوانی آیا؟ لحظه ای دامن مادر باشی، مهد رحمت شوی و سخت معطر باشی؟

گفت: نی نی هرگز، من برای این کار، باغ رنگین جنان کم دارم، آنچه در سینه مادر بود، آن کم دارم.


روی کردم با بحرگفتم:

او را آیا می شود اینکه؟ به یک لحظه خیلی کوتاه، پای تا سر همه مادر گردی، عشق را موج شوی، مهر را مهر درخشان شده در اوج شوی؟

گفت: نی نی هرگز، من برای این کاربیکران بودن را، بیکران کم دارم، ناقص و محدودم بهر این کاربزرگ قطره ای بیش نیم، طاقت و تاب و توان کم دارم.

 

صبحدم را گفتم:

میتوانی آیا؟ لب مادر گردی، عسل و قند بریزد از تو، لحظه حرف زدن جان شوی، عشق شوی، مهر شوی، زر گردی؟

گفت:  نی نی هرگز، گل لبخند که روید ز لبان مادر، به بهار دگری نتوان یافت،  در بهشت دگری نتوان جست، من از آن آب حیات، من ازان لذت جان محرومم، من از آن محرومم، خنده من خالیست، زان سپیده که دمد از افق خنده او. خنده ی او روح است، خنده او جان است، جان روزم من اگر، لذت جان کم دارم، روح نورم من اگر، روح و روان کم دارم


کردم از علم سوال و گفتم:

میتوانی آیا؟ معنی مادر را بهر من شرح دهی؟

گفت: نی نی هرگز، من برای این کار، منطق و فلسفه و عقل و زبان کم دارم، قدرت شرح و بیان کم دارم.


در پی عشق شدم، تا درآئینه او چهره مادر بینم؛

دیدم او مادر بود. دیدم او در دل عطر، دیدم او در تن گل، دیدم او در دم جان پرور مشکین نسیم، دیدم او در پرش نبض سحر، دیدم او در تپش قلب چمن، دیدم او لحظه روئیدن باغ، از دل سبزترین فصل بهار، لحظه پر زدن پروانه در چمنزار، دل انگیزترین زیبایی، بلکه او درهمه زیبایی، بلکه او درهمه عالم خوبی، همه رعنایی، همه جا پیدا بود، همه جا پیدا بود.


شاعر معاصر سرکار خانم الیاسی


-------------------------------

پ.ن.1: خواستم چیزی بنویسم، زبونم بند اومده ...

پ.ن.2: خدا همه‌ی مادرها رو نگه داره :-اس

  • همین یک نفر..
۰۱
دی

چرا با من اینجوری میکنین ؟ :( :|


  • همین یک نفر..
۲۱
آذر

The rain beats hard at my window,

While you, so softly do sleep;

And you can't hear the cold wind blow,

You are sleeping so deep


Outside it's dark, the moon hiding,

By starlight only I see,

The host of the night-time go riding,

But you are safe here with me.


So, while the world out there is sleeping,

And everyone wrapped up so tight,

Oh, I am a vigil here keeping,

On this stormy night;

I promised I always would love you,

If skies would be grey or be blue,

I whisper this prayer now above you,

That there will always be you.


Sometimes, we're just like the weather,

Changing by day after day

As long as we'll be together,

Storms will pass away.


I said I would guard and protect you.

Keep you free from all harm;

And if life should ever reject you,

That love would weather each storm.


So, while the world out there is sleeping,

And everyone wrapped up so tight,

Oh, I am a vigil here keeping,

On this stormy night;

I promised I always would love you,

If skies would be grey or be blue,

I whisper this prayer now above you,

That there will always be you.


Soon, I know you'll be waking,

Ask did I sleep - did I write?

And I'll just say I was making...

A song... for a stormy night.


----------------------------------
http://www.azlyrics.com/lyrics/secretgarden/songforastormynight.html
:-( -_-
  • همین یک نفر..
۰۲
شهریور
من خوب خوبم، گیتارم کجاست ؟ / تو که میخندی همه چی زیباست
تو که میخندی زندگی سادست / من عاشق شدم، این فوق‌العادــست

من خوب خوبم، لبخندت کجاست ؟ / تو که میخندی همه چی زیباست
تو که میخندی عشق بی ارادست / من عاشق شدم، این فوق‌العادــست
  • همین یک نفر..
۰۸
تیر

چند وقته دارم روی یه قطعه سنتور به اسم "مشنو ای دوست" کار میکنم ..


مشنو ای دوست که غیر از تو مرا یاری هست یا شب و روز بجز فکر توام کاری هست
من چه در پای تو ریزم که پسند تو بود سر و جان را نتوان گفت که مقداری هست
گر بگویم که مرا با تو سر و کاری نیست         در و دیوار گواهی بدهد کاری هست

سعدی

-------------------------------------
پ.ن.1: when I say it, I mean it <3
  • همین یک نفر..
۲۹
خرداد

سربازی سر ِ بازی ِ سرسره بازی سربازی را کشت
گوسفندی سر ِ بازی ِ گرگم به هوا گرگی را خورد
دست هایی روی آسفالت خیابان ها جان می دادند
بال هایی زیر سایه ی سرد تفنگی بی جان می مرد
برادرا برادرا … حتماً اشتباهی شده اینجا شهر من نیست
برادرا برادرا … حتماً اشتباهی شده این شهر شهر من نیست


Irgendwer hat wohl das Ortesingansschild vartauscht

یکی از تابلوی اسم شهر رو عوض کرده
Das ist nicht meine Stadt, alles sieht heir so anders aus
اینجا دیگه شهر من نیست ، همه چیز یه جور دیگست
Ich erkenne nichts wieder , dort druben zum beispiel , das graue haus..
همه چی غریبه ست ، اون روبرو ، اون خونه رنگیه ، حالا سیاه ست
Das war mal quietschbunt und jetztz tragen sie farben aus der stadt hinaus
دیگه شهر از رنگ خالی شده

Mir schient als ob der himmel sich um ein-zwei meter varschoben hat
انگار آسمون دومتر بالاتر رفته
Alles runde ist eckig, jedes dreieck ein perfektes quadrat
گردی ها گوشه دار شدن و مثلث ها ، مربع های ناب
Die Menschen sind seltsam verformt, sie haben lautsprecher , statt ihrer Ohren
آدما خیلی عوض شدن ، جای گوش ، بلندگو دارن
Und wenn sie reden fallen die worter aus dem himmel ihren hals hinab
وقتی میخوان حرف بزنن ، واژه ها از آسمون تو دهنشون می افته


برادرا برادرا … حتماً اشتباهی شده اینجا شهر من نیست
برادرا برادرا … حتماً اشتباهی شده این شهر شهر من نیست


Bruder , irgendwas lauft falsch hier , das ist nicht mehr meine Stadt
برادرا ! حتماً اشتباهی شده ، اینجا شهر من نیست
Irgendwas lauft falsch hier , das ist nicht mehr meine Stadt
حتماً اشتباهی شده این شهر شهر من نیست

  • همین یک نفر..