آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

بعضی حرف ها رو نمیشه زد ...
بعضی حرفا رو باید توی دلت دفن کنی ..
شاید برای اینه که ارزش دوستی بیشتر از اینه که با یه حرف نابجا خرابش کنی ! ارزش هر رابطه ای ...

ولی ... ولی اگه نگی هم که نمیشه ! :| توی دلت باد میکنن .. اذیت میشی :( یه راهش اینیه که من انتخاب کردم :) که اینجا بزنی حرفتو ...

:-inner_peace

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

دفاعیات جناب ارجمند

پنجشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۵، ۰۴:۵۱ ق.ظ
ساعت 3:47 .. اینجا تهران است،

خواستم چیزای زیادی بنویسم .. راستش چیزای زیادی هم نوشتم ! ولی به دلم ننشست ... فقط این رو میذارم باشه:

گفته بودی که قدر داشته هامو بدونم !
شاید عجیب باشه که آدم اینقــــدر بتونه چیزهایی که داره رو نبینه ! شاید آدم بعضی وقتا با خودش لج میکنه و خودشو محکوم میکنه به اینکه در هر لحظه حسرت چیزهایی که قبلا داشته رو بخوره و به چیزایی که الآن داره اینقــــدر توجه نمیکنه تا از دست برن و سیکل معیوبش رو تکمیل کنن !!
شاید دارم بهونه میارم :)) شایدم نه ! ولی به هر حال ممنونم که بهم یادآوری کردی ممکنه کمتر از چیزی که هستم احساس خوشبختی کنم :)

آره ! صدرا شاید بعضی وقتا حالش خوب نباشه، ولی خوشبخته ... هنوز یکی هست که وقتی صداشو میشنوه اینقــــدر آروم میشه که اصلا یاادش میره همه ی زشتی دنیا رو ... هنوز امید داره .. هنوز کارش تموم نشده و داره با نهایت توانش جلو میره .. جلو میبره ... دوستایی داره که هرچند بعضی وقتا شریفی بازی در میارن، ولی آدم میتونه بهشون پشت گرم باشه ... زندگی ای داره میکنه که دوستش داره .. رشته، فوق برنامه ها، بازم دوستان، فامیل، سفر، روانشناسی، گراف و ......

همـــه ی اینا درست :) ولی میخوام بگم بعضی وقتا نمیشه یه چیزایی رو دید و حس کرد، ولی به هم نریخت ! ممکنه تا حالا تجربشو نداشته باشی اگه درکش سخته برات .. کاش هیچکس تجربشو نداشته باشه :"

البته یه چیز دیگه هم هست ! اونم این که هدف من از زدن این بلاگ دقیقا همین بوده که وقتایی که از شرایطی خوشحال نیستم بیام توش و غر هامو اینجا بزنم تا هم سر کسی خالی نکنم، هم خودم خالی شم :))) پس یه کم بی انصافیه اگه بگیم چرا غر میزنی :)) (میدونم منظورت این نبوده ..دارم کلی میگم) ... بعلاوه اینکه اون بازه هایی که توشون هیچ پستی نذاشتم تقریبا بازه های خوشحالیم بودن :)) پس لزوما کل زندگیم بدبخت نبودم :دی

بگذریم ..
دوتا چیز دیگه بگم و دیگه پرچونگی نکنم :))
1. از کجا حدس زدی/فهمیدی که برای غذا خوردنم برنامه دارم ؟ :)))
2. کاش یه راه ارتباطی میذاشتی تا اینجوری مجبور نشم اینجا جواب بدم :دی البته در مورد این پست "خودش اومد" و در هر صورت این پست رو میذاشتم :) ولی خوشحال میشدم وبلاگتو(اگه داری) ببینم ...


همین یک نفر ....      
  • همین یک نفر..

نظرات  (۵)

یا خودش میاد یا کامنتش
+ D :
پاسخ:
همینطوره :)
شریفی بازی یعنی چی؟((:
پاسخ:
یعنی میخوایم بریم بیرون خودشونو ... میکنن نمیان :/
تا نبینی نمیتونی درک کنی :دی
  • ساتیا سخی پور
  • با مزه بود قدر این دوستارو یدون
    پاسخ:
    بله بله :)
    عجب!! 
    چقد خوب شما رو نقد کردن ایشون! 
    اصن حرف دل منو زدن :))


    شریفی بازی مثبت چنده؟ ؛))
    پاسخ:
    :))) عجــــب !

    ر.ک. به جواب کامنت اسپریچو :دی
    ر.ک کردم ولی جوابمو نگرفتم! 
    ینی تو جمع میتونم بگم به طرف شریفی بازی درنیار یا طرد میشم اگه بگم؟!:))))
    پاسخ:
    :دی
    نه ترجیحا نگو به کسی بهش بر میخوره :)) به خودمونم بعضا برمیخوره ! :|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی