آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

بعضی حرف ها رو نمیشه زد ...
بعضی حرفا رو باید توی دلت دفن کنی ..
شاید برای اینه که ارزش دوستی بیشتر از اینه که با یه حرف نابجا خرابش کنی ! ارزش هر رابطه ای ...

ولی ... ولی اگه نگی هم که نمیشه ! :| توی دلت باد میکنن .. اذیت میشی :( یه راهش اینیه که من انتخاب کردم :) که اینجا بزنی حرفتو ...

:-inner_peace

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

۴ مطلب با موضوع «نظریه پردازی» ثبت شده است

۱۵
مرداد

گندالف خاکستری باید توسط بالروگ(خادم فرمانروای تاریکی) کشته میشد تا بتونه به گندالف سفید تبدیل بشه ...

همین !


--------------------------

پ.ن.1: ویکیپدیا:

""

در یک حرکت تماشایی گندالف مقابل بالروگ ایستاد و پل را درست در زیر پای او نابود کرد و بالروگ با فریادی دهشتناک فرو افتاد و سایهٔ آن به پایین شیرجه رفت و ناپدید شد. اما در همان حال که می‌افتاد تازیانه‌اش را تاب داد و تسمه‌های آن جنبید و دور قوزک پای ساحر حلقه‌زد و او را به مرز پرتگاه کشاند. تلوتلو خورد و افتاد و به عبث به سنگ چنگ انداخت و درون مغاک فرو غلتید؛ و به سمت گروه فریاد زد: «فرار کنید احمق‌ها!» و از نظر ناپدید شد. گندالف و بالروگ هر دو در مغاک ژرف و بی‌پایان سقوط کردند.

با این حال گندالف نمرد. آنها در حفره‌های زیرزمینی آردا و تونل‌هایش با هم جنگیدند و گندالف با چسبیدن به دشمنش از پله‌های بی‌پایان گذر کرد تا به قلهٔ زیراک‌زیگیل رسیدند، جایی که او با بالروگ به مدت دو شبانه روز جنگید. شعلهٔ آتشِ بدن بالروگ، باد، برف و یخ در قلهٔ کوه به هم پیچیده بودند. گندالف از آخرین نیرویش استفاده کرد و بالروگ را به پایین قله انداخت. بعد از آن روح گندالف بدنش را ترک کرد، او جانش را قربانی یاران کرده بود.

روح گندالف برای همیشه سرزمین میانه را ترک نکرد. به عنوان تنها کس از ۵ ایستاری که بر مأموریت خود وفادار ماند، اولورین/گندالف توسط ارو به سرزمین‌های میرا بازگردانده شد و او دوباره همان گندالف شد. به عنوان یگانه مأمور والار در سرزمین میانه به او اجازه داده شد که قدرت ذاتی‌اش به عنوان یک مایار را بیش از پیش نمایان و استفاده کند.

"

  • همین یک نفر..
۲۷
شهریور

توی مترو نشستم ... تو فکرم .. به گندی که دیروز زدم فکر میکنم، به اینکه یه سری کارها و اتفاقا هستن که وقتی میوفتن نمیشه کاری کرد دیگه ...


:-سانسورینگ


خیلی عجیبه ! یه کارایی هست که نمیکنی و تا آخر عمرت پشیمونی که چرا اون لحظه اون کارو نکردی :| یه کارا و حرفایی هست که میکنی و دیگه نمیتونی نتایجشو جمع کنی :(

  • همین یک نفر..
۱۵
شهریور

رابطه ی آلات موسیقی با زندگی ! :

  • همین یک نفر..
۰۸
تیر

نظریه شماره 1 صدرا:

جوان وطن ! تا وقتی که خودت برای خودت عنی نشده ای، خیلی بی‌جا میکنی به ازدواج و غیره فکر کنی !


- عن /an/ : به آن معنیست که حداقل 30سال داشته باشی، مدرکی خفن و شغلی خوب و درآمدی مکفی داشته و خانه ای (حداقل) اجاره ای بتوانی جور کردن !

- غیره /qeire/ : اعم از دوست دختر/پسر، دوست معمولی، جاست فرند و از این قبیل اشعار :| چرا که دوست دختر/پسر، اولش دوست است و پس از چندی (به قول فردوسی و مربع) چنانت بکوبد به گرز گران که فلان :| و فی الواقع چنان/chOnan/ درگیر (یا غرق) در طرف مقابل شوید که راه پیش و پس به خود بسته دیده و به گا روید ..

  • همین یک نفر..