آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

بعضی حرف ها رو نمیشه زد ...
بعضی حرفا رو باید توی دلت دفن کنی ..
شاید برای اینه که ارزش دوستی بیشتر از اینه که با یه حرف نابجا خرابش کنی ! ارزش هر رابطه ای ...

ولی ... ولی اگه نگی هم که نمیشه ! :| توی دلت باد میکنن .. اذیت میشی :( یه راهش اینیه که من انتخاب کردم :) که اینجا بزنی حرفتو ...

:-inner_peace

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
پیوندها

۳۴ مطلب با موضوع «چرند و پرند» ثبت شده است

۰۱
مهر

زرتشت در نیمه شب به بلندای تپه‌ی جزیره رفت. شتابان گام می‌زد تا سپیده دم به کناره‌ی دیگر برسد؛ چون می‌خواست از آن سو آهنگ دریاها کند. همانجا که برخی کشتی‌های بیگانه هم لنگر می‌انداختند تا مهاجران از جزیره‌های شادکامی را با خود برند.

زرتشت از همه‌ی سفرهای تنهایش از دوران جوانی یاد می‌کرد و کوه‌ها و تپه‌ها و بلندی‌هایی که در زندگی از آنها فرا رفته بود بر خیالش نقش می‌بستند.

آنگاه با خود گفت:

«من سرگشته و کوه‌نوردی بیش نیستم. دشت‌ها را خوش ندارم و بسیار در جای خود قرار نتوانم گرفت. هر تقدیر و آزمونی که به خود ببینم، همه‌ی رویدادها در نگاه من کوچیدن و اوج گرفتن در بلنداییست. گذشت آن زمانی که از دست سرنوشت چشم به راه رویدادها می‌توانستیم بود. دیگر از سرنوشت چیزی را انتظار ندارم که پیش از این در من نبوده است.

پس از این هرچه روی دهد بازگشت دیگربار خویشتن من است. پس از آوارگی و آمدن رویدادها و گذشت روزگاران. اما من اینک بر واپسین قله‌ی خویش، فراروی دشوارگذرترین راه ایستاده‌ام که در طول زندگی هرگز چنان راهی را نسپرده‌ام. من اینک دشوارترین و هولناک‌ترین آوارگی‌ام را آغاز می‌کنم.

چون منی را چه شاید که از چنان لحظه‌ای بگریزم که فریاد می‌زند: تو اینک برسر آغاز راه شکوه خویش ایستاده‌ای، آنجا که قله‌ها به ژرفناها می‌پیوندند. تو داری در این راه گام می‌زنی. اگر پیش از این واپسین خطرهایی بود که فراروی خود داشتی، هم‌اکنون آخرین پناهگاهیست که به سوی آن ره‌سپاری. تو اینک ره‌سپار راه شکوه خویشی. کجاست آن بهترین شهامتت، که تو را به واپسین راهی نیست.

تو اینک ره‌سپار راه شکوه خویشی. یکه و تنها. و کسی از پشت سر، دزدانه به دنبالت نمی‌آید.


وقتی نردبان‌ها را از زیر پاهایت برداشته باشی، ناگزیر باید بدانی چگونه روی سر خویش بالا روی. جز این -حتی بالاتر از آن، جز با گام نهادن بر روی سر یا بر دل خویش- راهی برای اوج گرفتن نخواهی یافت. بدین‌سان نرم‌ترین‌هایت باید سنگین شوند. کسی که خود را بسیار می‌نوازد، عاقبت زین همه نوازش خسته خواهد شد. آفرین بر هرچه سخت آفرین. دوست ندارم سرزمینی را که از آن شیر و شهد می‌تراود.

هرکو بخواهد "نیک دیدن" را، باید بیاموزد که چگونه نگاه‌های خود را ره‌سپار آنسوی حد و مرز خویشتن خویش کند. یعنی از خود نظر برگیرد.

هر کوه‌نوردی باید از چنین سرسختی و عزمی برخوردار باشد. زیرا کسانی که چیزها را با چشمانی ظاهربین می‌بینند، باید در نزد زودیاب‌ترین اندیشه‌ها بایستند (جز اندیشه‌های سطحی به چیزی نخواهند رسید). اما تو ای زرتشت، تو می‌خواهی ژرفنای همه‌چیز را بنگری. آری، ژرفناهای ژرف را. پس باید برفراز خویشتن خویش راهی بشکافی و از آنجا بالا روی تا ستارگان خویش را که در هر افقی جز افق بلند تو خوارند و خورد بنگری.


ادامه دارد...


---------------------

پ.ن.1: چنین گفت زرتشت، کتاب سوم.

  • همین یک نفر..
۱۲
مرداد

پیش نوشت! : ادامه‌ی دوره‌ی غیر حضوری «منِ ارزشمند» شیری که اون موقع وقتشو نداشتم یادداشت کنم :)

--------------------------


چرخ‌های ماشین زندگی:

افکار، اعمال (چرخ‌های جلو که به فرمان وصلند)

احساس، حالت بدنی و فیزیولوژی (چرخ‌های عقب)

چرخ‌های عقب از جلویی‌ها پیروی می‌کنند.


ویژگی‌های افکار آدمای عزت نفس دار:

۱. من یه حقوقی دارم و بقیه باید اونا رو رعایت کنن.

۲. اگرچه شرایط کنونی من با شرایط ایده آلم فاصله داره، ولی میتونم این شکاف رو پر کنم.

۳. من میتوانم و باید به خودم تکیه کنم ..

۴. من آدم کاملی نیستم، ولی از آزادی و کفایت کافی و درونی برای انجام ایده‌هایم دارم.


هیچکس کامل نیست، سعی کن کافی باشی :)


دیکتاتورهای درونی

بایدها (توقع از خود، دیگران و جهان)

پر توقعی (از دیگرانی که کنترلی روی آن ندارید)

تحمل کم ناکامی

ارزیابی منفی خود و دیگران

مثال: "من باید در هر کاری که انجام می‌دهم موفق باشم تا تایید دیگران را دریافت کنم، درغیر اینصورت افتضاحه و من نمیتوانم تحمل کنم"

یا "دیگران باید با من منصفانه و با احترام رفتار کنند، در غیر اینصورت انسانهای رذل و پستی اند و باید هرجور شده به مکافات عملشان برسند"

کجا نوشته؟!


نکته! عصبانیت با خشم فرق داره ها! اعتراض میکنی نه پرخاشگری ...

Feel the feeling, choose your respond

"دنیا باید قابل پیشبینی و منصفانه باشد وگرنه غیر قابل تحمل است"

زبان -> ذهن -> روان

زبانتو عوض کن، به جای "باید" از "بهتر است" استفاده کن، به جای "غیر قابل تحمل" از "سخت" استفاده کن


ارزشهامون از کجا میان؟

خانواده، دین، اجتماع، دانش و تجربه‌ی فردی

پس باید بازنگری بشن!

اگه نظام ارزشیت اشتباه باشه (core values) دچار بی ارزشی و عدم عزت نفس میشی.

بعضی چیزا ارزششون ذاتی نیست

کتاب خوندن اگه جلوی عمل کردنتو بگیره، خونواده اگه جلوی مسیرت رو بگیره، ...

پس نظان ارزشیتو چک کن هر از گاهی ...


و یه سری چیز دیگه که وقت نشد یادداشت کنم :)


-----------------

پ.ن.: اگه کسی خواست پکیجش رو بخره شدیدا پیشنهاد میشه!

پ.ن.2: https://www.tavangary.com/self-confidence/

  • همین یک نفر..
۰۸
تیر

اگر من به زبان فرشتگان با شما گفتگو کنم اما در قلبم عشقی به شما نداشته باشم، فقط ناقوسی پر سر و صدا یا سنجی بوده‌ام که به شدت به هم کوبیده می‌شود.

اگر قدرت پیامبران را داشته باشم و از تمام رموز و دانش‌ها آگاهی داشته باشم، یا حتی اگر ایمانی داشته باشم که با آن بتوانم کوه‌ها را جابجا کنم اما فاقد عشق باشم، درواقع "هیچ" هستم.

اگر تمام آنچه را دارم ببخشم و جسمم را در آتش بسوزانم اما عاشق نباشم، در قبال این کارها هیچ چیز نصیبم نخواهد شد.


عشق صبور و مهربان است.

عشق به دور از حسادت و خود ستایی‌ست.

عشق به دور از خودبینی و گستاخی‌ست.

عشق، به دور از تعصبات کورکورانه‌ست.

عاشق زودرنج و کج خلق نیست و از صداقت و درستی سرخوش و لبریز می‌شود.


با عشق، همه چیز قابل تحمل است، همه چیز باورپذیر می‌شود.

عشق با خود امید می‌آورد، با عشق همه چیز را صبورانه می‌پذیریم.

عشق، بی‌پایان و جاودانه‌ست.


-----------------------------------------

پ.ن.1: پائولو کوئیلو

پ.ن.2: شهامت می‌خواهد که با فقدان‌های اجتناب‌ناپذیر روبرو شویم و با این وجود، باز هم عاشق و پذیرای زندگی بمانیم ... «فردریکسون؛ کتاب هم‌آفرینی تغییر» ...

پ.ن.3: ولی هنوز هم برای من، دل عاشق قشنگ‌تره تا سر عاقل! :)

  • همین یک نفر..
۰۱
تیر

دوره‌ی غیر حضوری «منِ ارزشمند» شیری رو داشتم گوش می‌دادم ...

این نکته‌هاش برام جذاب بودن ... می‌نویسم که هم خودم یادم نره، هم شاید کسی دیگه هم بتونه استفاده کنه :)


۱. Postpone نکن

۲. فرافکنی نکن و دنبال مقصر نباش

۳. Future self

۴. گذشته نگذشته

۵. منِ گذشته‌ی تو کی بوده؟

۶. منِ الآنت کیه؟

۷. در آینده میخوای کی بشی؟

جسم، روان، جان

عنوان، احوالات، اخلاق

درونی و بیرونی

۸. داستان زندگیتو بنویس (کودکی و قبلش، مدرسه و جوانی، الآن و آینده)

۱۰. هزینه‌ی رشد و تغییرتو میدی؟

۱۱.تو یه خواسته‌ای داری و یه داشته‌ای، اون وسط رو باید براش کاری کنی!

۱۲. اگه میخوای پول در بیاری اول باید خدمت کنی و تمرکزت روی خدمتت باشه نه پول مردم! دوم اینکه "دهندگی درست داشته باش، عرضه‌ی گیرندگی هم داشته باش" ....

۱۳. تو موظف نیستی سفر زندگی دیگران رو بری! تو کار خودتو کن برای اونا هم برکت خواهی بود ..

۱۴. دو تا چیز رو تمرین کن: یک تحمل جفای خلق، دو تمرین شفقت بر خلق

۱۵. اول بفهم چه عواملی تو رو بی‌ارزش میکنن (خانواده، دوستان، جامعه، صنعت مد و ورزش، ...) بعد عوامل ارزشمندی خودت رو پیدا کن

17. الان وقتشه که خودت قلم زندگیتو بگیری دستت

18. نیازهات رو چک کن ببین چقدر تامین شدن، الان چیکار میتونی بکنی؟


و یه سری چیز دیگه که نشد یادداشت کنم :)


-----------------

پ.ن.: اگه کسی خواست پکیجش رو بخره شدیدا پیشنهاد میشه!

پ.ن.2: https://www.tavangary.com/self-confidence/

  • همین یک نفر..
۱۹
آبان

1. مهم نیست به کجا میری، تا وقتی که توقف نکنی

2. هیچوقت با کسی که از تو بافضیلت‌تر نیست رفاقت نکن

3. وقت عصبانیت به عواقبش فکر کن

4. اگه برات واضحه که به اهدافت نمی‌رسی، اونا رو تغییر نده! اعمالت رو تغییر بده

5. اگه از کسی تنفر داری، شکست خوردی

6. انسان‌های شریف به خودشون دستور می‌دن، انسانهای حقیر از دیگران مطالبه می‌کنند

7. هرکاری که در زندگی انجام می‌دی، از صمیم قلب انجامش بده

8. تنها کسانی رو راهنمایی کن که جهلشون رو پذیرفتن و به دنبال آگاهی‌اند

9. افراط توی چیزهای کوچیک اهداف بزرگ رو نابود می‌کنه

10. اگه آدما پشت سرتون تف کردن، معنیش اینه که شما ازشون جلوترین


---------------------------

پ.ن.1: این دقیقا به متن در اومده‌ی یک کلیپ 1دقیقه‌ایه ... مطمئن نیستم همه‌ی اینا از کنفوسیوس باشه و حتی مطمئن نیستم همشون درست باشه!! (به طور خاص خودم با مورد 2 زیاد موافق نیستم ....)

پ.ن.2: #کنفوسیوس

  • همین یک نفر..
۰۳
مرداد

کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ، 

کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشیم.


شناور بودن

در لحظه بودن

زنده بودن و زندگی کردن

خواب دیدن

ملاقات با ناخودآگاه ..


نقابتو بردار

سایه‌ت رو به رسمیت بشناس، ببین و بپذیرش

فعلا همین دو مرحله کافیه !

  • همین یک نفر..
۲۴
فروردين

هیچ چیز در این جهان چون آب، نرم و انعطاف پذیر نیست. با این حال برای حل کردن آن چه سخت است چیز دیگری یارای مقابله با آب را ندارد. نرمی بر سختی غلبه می کند و لطافت بر خشونت. همه این را می دانند ولی کمتر کسی به آن عمل می کند.

فرزانه هنگام غم، آرام باقی می ماند. بدی به دل او راهی ندارد. چون کمک کردن را ترک کرده بزرگترین کمک مردم است. کلام حقیقت متناقض به نظر می رسد.


انسان های عادی تنهایی را دوست ندارند در حالی که فرزانه تنهایی را به کار می گیرد. او در تنهایی درک می کند که با هستی یگانه است.

فرزانه بدون انجام دادن کاری عمل می کند و بدون به زبان آوردن کلمه ای آموزش می دهد. اتفاقات رخ می دهند و او به آن ها اجازه ی روی دادن می دهد؛ موارد مختلف ناپدید می شوند و او به آن ها اجازه ی از بین رفتن می دهد. او دارد، بدون آن که مالک چیزی باشد، عمل می کند، بدون آن که انتظاری داشته باشد. وقتی کارش به اتمام می رسد، آن را فراموش می کند. به همین دلیل برای همیشه جاوید باقی می ماند.


فرزانه همیشه در آخر می ایستد؛ به همین دلیل از همه جلو تر است. به هیچ چیز وابستگی ندارد؛ به همین دلیل با همه چیز یگانه است. چون خودش را رها کرده، به تمامی راضی و خوشنود است.

فرزانه جهان را مشاهده می کند و به دید درونی خویش اعتماد می کند. او اجازه می دهد اتفاقات آن طور که باید رخ دهند. قلب او همچون آسمان باز و گسترده است.

فرزانه هر چیز را آن طور که هست می بیند، بدون تلاش برای تسلط بر آن. او اجازه می دهد هر چیز سیر طبیعی اش را طی کند و در مرکز دایره باقی می ماند.

فرزانه در جستجوی رضایت خاطر نیست. نه در جستجوست، نه انتظار می کشد. او حاضر است؛ آماده برای خوش آمد گویی به هرچیز.

--------------------------------
پ.ن.1: تائو دِ چینگ کتاب لائو تِسه عارف چینی معاصر با بوداست ...
  • همین یک نفر..
۰۷
مهر

http://busymind.blog.ir/post/80


-----------------------------

پ.ن.1: من تنها کسی نیستم که این کتاب روی زندگی و تصمیماتش اثر گذاشته :)

پ.ن.2: اثر مرکب از دارن هاردی

پ.ن.3: لطفا لطفا لطفا هر فصل از این کتاب رو تا وقتی تماما کارهایی که ازتون خواسته رو انجام ندادید تموم شده فرضش نکنید و سراغ فصل بعد نرید ! :)

  • همین یک نفر..
۳۰
شهریور

میگن هادس/hades/ میره به زئوس/zeus/ میگه که من زیر زمین تنهام، یه زن بده من ببرم اونجا!

بعد زئوس پرسفون/persephone/ رو میده به هادس ...

دیمیتر/demeter/ که مامان پرسفونه قهر میکنه، زمین داشته به فنا میرفته :))) چون دیمیتر الهه‌ی باروریه!

زئوس به پسرش هرمس/hermes/ میگه که "پسر، برو از عمو این دخترو پس بگیر و برگرد"!!!

بعد هرمس هم که end اینجور چیزا :)) میره و با خواهر ناتنی برمیگرده ..


یه چیزای دیگه ای هم میگن که فعلا حوصلشو ندارم بازگو کنم خودتون برین بخونین :دی

  • همین یک نفر..
۱۸
شهریور

زندگی بالا و پایین زیاد داره !

بعضی وقتا خوبه که بشینی توی چرخ و فلک و برییییی بالا و فقط منظره رو تماشا کنی ... به اصطلاح میگن "بشینی ببینی دنیا/خدا/کائنات/شانس/... برات چی خواسته!" و بعدش راهتو که پیدا کردی درنگ نکنی و بری که دنیا رو جر بدی :)) (که البته تو این مسیر جر هم می‌خوری :دی)

به قول ریچارد برانسون، "شانس همیشه و هر روز در اطراف ماست! فرق من این است که وقتی شانس سر راه من قرار می‌گیرد از آن استفاده می‌کنم"


-------------------------------

پ.ن.1: اثر مرکب، نوشته‌ی دارن هاردی، انتشارات شریف

  • همین یک نفر..
۰۹
تیر

نامه احساسی معلم آرژانتینی به لیونل مسی:


تسلیم نشو؛ پیراهنی که به رنگ پرچم کشورمان است را کنار نگذار زیرا وقتی آن پیراهن را به تن می کنی، نماینده همه ما آرژانتینی ها هستی. همه ما منتظر مدال و جام نیستیم تا به خاطر اینکه یکی از ما هستی، احساس غرور کنیم.

  

 

لطفا کاری نکن که شاگردانم فکر کنند دوم شدن، شکست است و اینکه ارزش یک انسان، به خاطر بردن تالار افتخاراتش است و یا اینکه شکست خوردن در یک بازی، از دست دادن افتخار است.

شاگردان من باید درک کنند که قهرمانان نجیب که می توانند پزشکان، سربازان، معلمان یا بازیکنان فوتبال باشند، آنهایی هستند که تمام تلاش شان را به خاطر دیگران انجام می دهند؛ هرچند می دانند که بقیه شاید چندان برای کار آنها ارزش قائل نشوند؛ می دانند که اگر یک جام ببرند، آن متعلق به همه خواهد بود اما اگر شکست بخورند، تنها خودشان مقصر هستند. همه در مورد جسارت صحبت می کنند اما من به قدرت قلب تو ایمان دارم.

  • همین یک نفر..
۰۱
دی

چرا با من اینجوری میکنین ؟ :( :|


  • همین یک نفر..
۱۵
آبان
Hiro Hamada: "If my aunt asks, we were at school all day. Got it?"
Baymax: "We jumped out a window!"
Hiro Hamada: "No! Quiet! Shhh!"Baymax: [whispering] "We jumped out a window."
Hiro Hamada: "You can't say things like that around Aunt Cass! Shhh!"
Baymax: "Shhh!"
After a long day of crime fighting, Hiro and Baymax arrive home to see Aunt Cass. Baymax is pretty excited to share the day's events with her, Hiro not so much.
  • همین یک نفر..
۱۲
آبان

مدتیه که با آدمای جدیدی آشنا شدم ..

بابک که از زنش جدا شده و یه دختر ۶ساله داره. بابک از بچگی‌ به سرزنش شدن عادت کرده :| بر اساس همین ویژگی هم ازدواجی کرد که آخرش مجبور شد ... :"

امیرحسین که کشتی‌گیره! ولی‌ تا حالا مدال طلا نیاورده چونکه از مطرح شدن و موفق شدن میرسه ... به قول خودش سخته که آدم بفهمه از خفن بودن، از موفقیت میترسه ! :"

علی‌! که یجورایی می‌تونم بگم چند سال دیگه‌ی منه !!! یا نه !! من چند سال قبل اونم :-اس‌ الان زندگیش خیلی‌ خوب و روبه‌راهه البته (خدا رو شکر :) ) ... ولی‌ من الان مینیمم مطلق اونو یجورایی رد کردم :)) نمی‌دونم ! باشد که رستگار شویم :)

یه محسنم هست که خیلی‌ اهمیتی نداره برام .. با یکی‌ دیگه که حتی اسمشم یادم نیست الان :)))

 

  • همین یک نفر..
۲۵
مهر

 90% بلوغ پسرا دست مامانشونه !

بعضی مردها جنگندگی ندارن ! ... تنش پذیر نیستن :|

"من با کسی نمیجنگم ... نه با تو نه با اون :| منطقی باشیم .. جنگ بده !!" این آدما روشنفکر میشن ...


کتاب//TO READ//: پدران غایب - نوجوان ابدی / مرداب روح - باز هم من / انواع مردان،زندگی برازنده من / جوجه اردک زشت درون، ...

  • همین یک نفر..
۱۷
مهر

میخوام حرف بزنم در این موارد:


درد ِ فهمیدن اونقدر زیاد هست 

که پای ثابت آرزوهای هر آدمی حداقل یه روز یا یک ساعت نفهمیدن باشه

نفهمی-محض/http://harfemim.blog.ir

-----------------------

“Our attitude toward life determines life's attitude towards us.”

Earl Nightingale

-----------------------
حرف و عملمونو یکی کنیم :|
کلا "بیایم ..."
-----------------------
بعضی چیزا رو نمیشه تغییر داد
-----------------------
- مشکل نداشتن هدف مشخص... هدف من چیه ؟ واقعا جای فکر داره
شاهین نوشت : یادم-نیست-کجاش-!/onemansdream.blog.ir
  • همین یک نفر..