آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

آن روی من

جایی برای به اشتراک گذاشتن چیزی که هستم

بعضی حرف ها رو نمیشه زد ...
بعضی حرفا رو باید توی دلت دفن کنی ..
شاید برای اینه که ارزش دوستی بیشتر از اینه که با یه حرف نابجا خرابش کنی ! ارزش هر رابطه ای ...

ولی ... ولی اگه نگی هم که نمیشه ! :| توی دلت باد میکنن .. اذیت میشی :( یه راهش اینیه که من انتخاب کردم :) که اینجا بزنی حرفتو ...

:-inner_peace

محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر

بیایم یذره بیشتر ببینیم ..

جمعه, ۲۸ آذر ۱۳۹۳، ۱۱:۰۲ ق.ظ
"لواشک ترش و ملسههه، بسته ای هزاارههه"
"آقا لواشک نمیخوای ؟ خوش مزست هاا ! خودم خیلی دوست دارم :|"

پسره به زور 14 سالش میشد ... ولی وزن لواشکایی که تو کیسه داشت 20 کیلویی بود :| من خسته شدم به جاش ... یهو دلم گرفت :(

پسری که بهترین دانشگاه مملکت درس میخونه، بهترین مامان دنیا رو داره، تا حالا کاری نبوده که از ته دل بخواد بکنه ولی نتونه :|، تقریبا هر وقت هر چی که نیاز داشته براش فراهم بوده، بهترین دوستا رو داره، کسی رو داره که بفهمتش ... یه آدم دیگه چی میخواد از زندگیش ؟
چرا فقط قسمت های بد زندگیمونو میبینیم ؟ نه، بی انصافی نکنم ... چرا قسمت های بد زندگیمونو بلد میکنیم ؟ چرا نمیتونیم بفهمیم که همه مشکل دارن ... که تو دنیا فقط مرده ها هستن که مشکل ندارن .. :|
میخوام از این به بعد هروقت خواستم ناراحت شم به اصغر(اسمیه که من برای اون پسر لواشک فروش گذاشتم !) فکر کنم . خجالت بکشم که زیر همچین مشکلایی(مثلا کم شدن نمره، دور بودن از یار(!!) یا هر مشکل دیگه ای ..) قراره کم بیارم :| زشته انصافا :دی
البته همیشه که نمیشه از این خفن بازیا در اورد :))) ولی تا جایی که میشه میکنم :)

Ready to go ... 3 .. 2 .. 1

.......
  • همین یک نفر..

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی